نجابت اسب اهلی

شهریور 1, 1389 جواد صفوی Comments Off

اسب حیوان نجیبی است آخرین ساخته عبدالرضا کاهانی به طور قطع در آینده و پس چند فیلم دیگر از او بیشتر خواهند نوشت اما آنچه مسلم است، فضای ذهنی فیلمساز در هر یک از آثار بهتر دیده شده اش مثل بیست، هیچ و همین اسب… به سمت تلخی و پوچی میل دارد. شاید نوعی بی رنگ و جلوه بودن دنیا و تاکید بر خوش بودن خیام وارانه در این دنیای ظاهرا آرام را که آدمهایش همچون اسیرانی در برزخ بدون سرنوشتی مشخص در پی هیچ به این سو آن سو می روند را ، بتوان به این فضا نسبت داد. اما فارغ از فلسفه فکری و جهان بینی خاص فیلمساز، می توان اسب… را به عنوان یک فیلم کمدی آبسورد هم دید و از آن به عنوان یک فیلم لذت برد و با شخصیتهایش ارتباط برقرار کرد و این را می شود به عنوان یک شاخصه مهم برای اسب… در نظر گرفت، چراکه کاهانی توانسته در پس یک اثر مستقل و صرف سینمایی، حرف و دغدغه خود را فارغ از آنچه هست به تماشاگر منتقل کند و این کار در سینمای ما کار ساده ای نیست و کمتر فیلمسازی را در سینما خودمان سراغ داریم که بتواند هم فیلم بسازد و هم در پس فیلمش حرفی بزند که می خواهد. به عنوان نمونه، در همین سال و چند ماه جلوتر از آن، فیلمی از یک فیلمساز / استاد فلسفه اکران شد که از خیلی جهات در تقابل با اسب… است.

آلزایمر احمدرضا معتمدی با آنهمه ادعا و فضل فروشی درباره فهم فلسفه و تلاش برای تزریق مفاهیم دربسته فلسفی به یک فیلم سینمایی ، اثری بود که با بازی بازیگرانی مثل مهتاب کرامتی و مهران احمدی، که هر دو در اسب… هم دارند، با آن همه حمایتهای بی دریغ معاونت سینمایی و تلویزیون، باز هم نتوانست اکران موفقی داشته باشد و در ارتباط با همان مقدار تماشاگر هم ناموفق بود و دلیل آن هم چیزی نبود جز ناتوانی فیلمساز از برقراری رابطه ای پیوسته اما نه وابسته میان فرم و محتوا. هر چقدر معتمدی در آلزایمر نتوانست قصه بگوید و فقط بازی های خوب تیم بازیگری اش را به باد دارد، کاهانی توانست خوب قصه بگوید و تماشاگر را تا انتها با خود همراه کند و در آخر هم از همان تماشاگر جمله «آخرش که چی» را نشنود. اسب… را قطعا باید در پس قصه انتقادی اش در مورد برخی ضعفها و کاستی های پلیس و یا امکان جعل هویت نیروی انتظامی بررسی کرد. به طور قطع عمده برخوردهای تند و تیز معاونت سینمایی با اسب… به اینگونه مسائل و انتقادها و یا حرف و جمله های با حال و هوای جنسی لابلای گفتگوهای داخل فیلم نیست چرا که هیچ بدون هیچ کدام از این حاشیه ها باز هم مطلوب نظر منتقدان فیلم/کارگردان نبود. پس آنچه می ماند فضای فکری و جهان بینی فیلمساز است که مشکل ساز است در حالیکه صرف نظر از درستی یا نادرستی آن مفاهیم، فیلم به هیچ وجه مبلغ فکر و فضای سازنده خود نیست و تنها فضایی را برای بحث و نگاهی دیگر باز می کند که همین اتفاق هم به خودی خود بسیار ارزشمند و نشانه هوشمندی فیلمساز و سر بلند بیرون آمدن وی از آزمون دشوار قصه گویی و فیلمسازی در سینمای این مرز و بوم است.

اختصاصی سایت سینت

Email
WhatsApp
WhatsApp
Email