آهنگی برای برنادت
ریچارد لینکلیتر طرفداران پر و پا قرصی دارد که اغلب او را با “پیش از غروب” و “پسرانگی” به جا می آورند. اما این کارگردان آمریکایی فیلمهایی خوب دیگری هم در کارنامه خود دارد. مثل “اهتزاز آخرین پرچم” یا همان Last Flag Flying که برای خودش یک فیلم دفاع مقدسی آن ور آبی محسوب می شود و خیلی خوب نشان می دهد که بین ساخت فیلمهای شعاری وطنی در ارتباط با خانواده هایی که در جنگ عزیزی را از دست داده اند و فیلمهای آن ور آبی فرسنگها فاصله و عمق وجود دارد. درست مثل یک اقیانوس؛ اقیانوسی که به کار فیلم خوب دیگری از همین کارگردان آمده. “کجا رفتنی برنادت؟” فیلمی در ژانر کمدی-درام است که یک کیت بلانشت عالی وزن همه درام را به خوبی به دوش کشیده است. لینکلیتر این فیلم را سال ۲۰۱۹ ساخت که به جز یک نامزدی برای بلانشت در گلدن گلاب ارمغان دیگری نداشت.
اهمیت این فیلم، علاوه بر نگاه واقع نمای کارگردان به یک شخصیت محوری خاص، نحوه رشد و پرورش آن در امتداد قصه ای است که با نظام روایی خرده پیرنگ جلو می رود. یعنی نقطه تاکید کشمکشهای فکری و احساسی، خودآگاه و ناخودآگاه، برنادت است. از این جهت این فیلم همچون فیلم قبلی یعنی “اهتزاز آخرین پرچم” وامدار اقتباس وفدارانه فیلمساز به یک اثر ادبی دشوار برای اقتباس است. وفادارانه هم در روایت و هم در بیان درون مایه. بهترین توضیح برای این مساله را خود کیت بلانشت در یک مصاحبه داده است. او گفت: “آنچه برنادت به رویش نقاب می زند، یعنی غم و اندوه و مالیخولیا، احساس از دست دادن، ناتوانی در مقابله با شکست در تداوم خلاقیت، باید در فیلم وارد آن می شدیم. امیدوارم اثری عجیب و ابسورد ایجاد کرده باشیم که ابسوردی از جنس محتوای رمان داشته باشد اما به آنچه کتاب عمداً از آن دور می شود، یعنی نیاز به نگاه کردن به خود برسد.”
فیلمساز در ابتدا جایگاه برنادت را به عنوان یک مادر، همسر و یک هنرمند تعریف می کند و قدم به قدم و با گسترش ماجرایی به ظاهر کوچک و بی اهمیت، به درون شخصیت اصلی نفوذ می کند و کاملترین تعریف از او را با مهمترین وجه شخصیت او یعنی هنرمند بودنش باز تعریف می کند. دیدن فیلم برای کسانی که با مقوله هنر به نوعی جدی تر درگیر هستند بیشتر توصیه می شود.
*
بخشی از دیالوگ های فیلم:
پدر: هی بس کن… گوش بده… مامانت انتخاباشو کرده… به جای کنار اومدن با واقعیت انتخاب کرد که فرار کنه… و نه برای اولین بار اون از لس آنجلس فرار کرد…از هر مسئولیتی که به عهدشه فرار میکنه و دیروز چیکار کرد وقتی با حقیقت روبرو شد؟… از آدمایی که میخواستن کمکش کنن؟… فرار کرد… دوباره… منو نگاه کن… ما زندگیمونو میکنیم و وقتی که دوباره آماده بود پیشمون برمیگرده