غم هجران، المپیک و سوریه
«شناگران» به کارگردانی سالی الحسینی یک فیلم نمونه ای درباره پناهندگی و پناهجوهاست. البته نه از آن نوعش که پناهجوها به مقصد نمی رسند و وسط راه جان می دهند؛ اینجا با داستان زندگی واقعی دو خواهر نوجوان شناگر سوریه ای یعنی سارا و یسرا مردانی مواجهیم که یکی شان توانست بر هرچه مشکل و بدبختی است غلبه کند و خود را به المپیک ریو برساند. الحسینی برای روان تر شدن فضای فیلم از بازی ناتالی و منال عیسی که خواهرند بهره جسته و فیلم را به لحاظ فضای احساسی بین دو شخصیت اصلی به شدت جذاب و سرپا نگه داشته. فیلم از همان ابتدا که خانواده را در شادی و خوشی نشان می دهد تا زمانی که بالاخره خواهرها به ساحل نجات می رسند، پر است از فضاسازی های خوب و کاملا در خدمت بیان داستان. نگرانی بیننده نسبت به سرونشت خواهران علیرغم اینکه می تواند پیش از دیدن فیلم فهمیده باشد که آنها مسیر پر تلاطم پناهجویی تا اروپا را به سلامت طی کرده اند، باز هم باقی می ماند و در برخی جاها نفس در سینه مخاطب حبس می شود. نمای تاثیرگذار فیلم جایی است که آنها همراه با عده ای دیگر از مسافران یک کهنه قایق بادی به جزیره متروکی می رسند که ساحل آن پر است از جلیقه های نجات مسافران قبلی و همین، گویای عظما مصیبتی است که بر سر پناهجویان با هر رنگ و نژاد و مسلکی، به دلیل شرایط بد کشور خودشان و سختگیری های شاید به حق کشورهای میزبان می آید و همچنان هم ادامه دارد. فیلم بی آنکه به مساله جنگ در سوریه رجوع کند، ذهن مخاطب را با تلخی ها و کژی های جهان امروز آشنا می کند.

