دشواری های غیرخطی

شهریور 21, 1402 جواد صفوی Comments Off

مروری بر فیلمهای نولان

مقدمه

کریستوفر نولان در جهان سینما به عنوان کارگردانی شناخته می‌شود که به خاطر کیفیت ساخت، سبک روایی و موضوع فیلمهایش مورد تحسین مخاطبان سینما در سراسر جهان است. نولان علاقه زیادی به بررسی موضوعات فلسفی و عمیق در آثار خود دارد. او در فیلم‌هایش مفاهیمی همچون هویت، زمان، ذهن، حافظه، انتقام و اخلاق را بررسی می‌کند. وجود این عناصر موجب می‌شوند که آثار نولان فراتر از سرگرمی سطحی باشند و ارزش‌های عمیقی را به تماشاگران ارائه دهند. همچنین نولان توانایی و جسارت تحسین برانگیزی در انجام تجربه‌های سینمایی بی‌نظیر دارد. او با استفاده از موسیقی، صدا و جلو‌ه های ویژه تماشاگران را به دنیایی عمیق و جذاب می‌برد. فیلم‌های او تجربه‌های سینمایی فراموش نشدنی را به تماشاگران عرضه می کند و تقریبا هر فیلم او شامل یک تجربه هنری و سینمایی کامل است. در کنار همه این ویژگی ها، آثار نولان موفقیت‌های تجاری قابل توجهی نیز داشته و در برخی موارد به عنوان فیلم‌هایی بسیار پرفروش شناخته شده اند. این امر نشان می‌دهد آثار نولان قدرت جذب توده تماشاگران را دارند و او توانسته ارزش افزوده‌ای نه تنها به صنعت سینما، بلکه برای فرهنگ عمومی داشته باشد. مروری بر آثار او نشان می‌دهد که خط سیر و نگاه یک فیلمساز جوان چگونه در طی دو دهه او را به یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینما تبدیل می‌کند. 

مرور یک کارنامه درخشان

تعقیب (FOLLOWING) ساخته ۱۹۹۸ به عنوان اولین فیلم سینمایی بلند نولان، یک فیلم نئو نوآر کم بودجه است. داستان فیلم درباره نویسنده جوانی است که در لندن زندگی می‌کند، مردم را به امید استفاده از زندگی‌شان در رمان‌های خود تعقیب می‌کند، اما این سرگرمی به یک وسواس تبدیل می‌شود و او به زودی خود را فراتر از آنچه در نظر داشته می‌بیند. فضای نوآر فیلم توانایی‌های روایتی نولان را در دوران اولیه فیلمسازی‌اش نشان می‌دهد؛ به ویژه که فیلم با بودجه بسیار ناچیزی در حد چند هزار دلار و البته با صرف زمان طولانی تر از حد استاندارد فیلمسازی ساخته شد. تولید فیلم شنبه‌های هر هفته در طی حدود ۴ ماه انجام شد و نورپردازی چندانی نداشت و لوکیشن‌ها اغلب خانه‌های دوستان و آشنایان نولان بودند. فضای معماگونه به سبک آثار روان شناختی از جمله جذابیت‌های FOLLOWING بود. فیلم در جشنواره‌های روتردام و سان فرانسیسکو دیده شد و نولان را به عنوان فیلمسازی جوان، پر انگیزه و خلاق به جهان سینما معرفی کرد. انگیزه نولان برای ساخت فیلم FOLLOWING شامل علاقه شخصی وی به سینما، بهره‌گیری از محدودیت‌های بودجه‌ای، تجربه‌ها و آموخته‌های پیشین و تمایل او به ایجاد فیلم‌های با سبک نوآر کم بودجه بود. 

یادگاری (MEMENTO) ساخته سال ۲۰۰۰، نولان سی ساله را تا یک قدمی اسکار فیلمنامه غیر اقتباسی رساند. MEMENTO داستان مردی است که از اختلال حافظه کوتاه‌مدت رنج می‌برد و از یادداشت و خالکوبی برای پیدا کردن قاتل همسرش استفاده می‌کند. نولان در پرداخت سینمایی داستانی که برادرش جاناتان نوشته بود و در همراهی با مشکل شخصیت اصلی داستان، به روایتی سر و ته از داستان پرداخت.  ساختار برش خورده، دستکاری در زمان، تاثیر حافظه، حقیقت و واقعیت ذهنی از فیلم MEMENTO به بعد به طور خاص در شاکله فیلمهای نولان دیده می شود.  MEMENTO در جشنواره ونیز مورد پسند منتقدان قرار گرفت و به فروش خوبی هم دست پیدا کرد و سکوی پرتابی برای نولان شد. 

اینفوگرافی زیر سیر زمانی (Timeline) این فیلم را نشان می‌دهد. محور افقی خط سیر ماجراهای فیلم را به همان ترتیبی که می‌بینیم نشان می‌دهد و محور عمودی سیر صعودی زمان در فیلم است. بررسی چنین تصویری پیچیدگی و به عبارتی مهندسی ساختار روایت در این اثر نولان را به خوبی منعکس می‌کند. 

بی‌خوابی (INSOMNIA) را نولان دو سال بعد یعنی ۲۰۰۲ کارگردانی کرد. INSOMNIA پروژه‌ای بود که نولان به خاطر تبحر در کارگردانی برای ساخت آن دعوت شد. نقش نخست فیلم را ستارگانی همچون «آل پاچینو» و «رابین ویلیامز» بازی کردند و باز هم منتقدان آن را پسندیدند و باز هم فیلم دیگری از نولان سربلند از گیشه بیرون آمد. کارگردانی نولان او را به فیلمسازی مسلط بر تکنیک در جهت به کمال رساندن فیلم از منظر زیبایی شناسی و درونمایه معرفی نمود. این فیلم نولان هم موضوعی روان شناسانه داشت و نشان داد بخشی از تمرکز و دغدغه این فیلمساز، پرداخت سینمایی مسائل مرتبط با روان بشر است. البته از منظری دیگر، محوریت INSOMNIA و فیلمهای بعدی نولان جهت گیری‌های ذهن، وجدان و خطوط مبهم بین درست و غلط و به عبارتی تلاش برای تمایز میان تاریکی و حقیقت است. 

بتمن آغاز می‌کند (BATMAN BEGINS) فیلمی ابرقهرمانی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی نولان بود. این فیلم داستان زندگی بروس وین را از مرگ پدر و مادرش تا داستان تبدیل شدنش به بتمن و مبارزه‌اش با «رأس‌الغول» و مترسک را روایت می‌کند.  در این پروژه هالیوودی هم نولان با توجه به تبحر در کارگردانی از طرف شرکت برادران وارنر به عنوان کارگردان انتخاب شد تا بازسازی سینمایی از داستان ابرقهرمانی بتمن به فتح گیشه منجر شود. توجه ویژه نولان به فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه غیر کامپیوتری و ایجاد فضایی تاریکتر از قسمت‌های قبلی بتمن، فیلم را در نگاه منتقدان و مخاطبان عادی اثری موفق نمایاند. این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم‌برداری و همچنین سه جایزه بفتا شد. 

حیثیت (THE PRESTIGE) را نولان در سال ۲۰۰۶ ساخت اما برادرش جاناتان از پنج سال پیش درگیر نگارش فیلمنامه جذاب آن برای کریستوفر بود. ویترین فیلم با حضور کریستین بیل و هیو جکمن در  نقش‌های اصلی برای مخاطبان جذاب بود و فیلم با کارگردانی هنرمندانه نولان، باز هم در نظر منتقدان موفق بود و در گیشه نیز توانست به هدف خود دست یابد. THE PRESTIGE نامزد اسکار بهترین فیلمبرداری و بهترین طراحی صحنه نیز شد. 

شوالیه تاریکی (THE DARK KNIGHT) دومین فیلم از دنباله‌های بتمن بود که نولان در سال ۲۰۰۶ به کارگردانی آن پرداخت. حضور موثر نولان در این پروژه ابرقهرمانی و در تداوم BATMAN BEGINS، منجر به ساخت فیلمی ماندگار در تاریخ سینما شد. فیلمی از گونه ابرقهرمانی که منتقدان جدی سینما نیز به احترام آن کلاه از سر برداشتند. THE DARK KNIGHT نخستین فیلمی بود که بخش‌هایی از آن با دوربین IMAX هفتاد میلی‌متری فیلم‌برداری شد و نامزد دریافت هشت اسکار و البته برنده اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد برای «هیث لجر» مرحوم و همچنین اسکار بهترین تدوین صدا شد. این پروژه همانطور که از نامش پیدا بود، فضای تاریک دنیای تبهکاران و سختی تاباندن نور به آن را به خوبی به زبان سینما بیان کرد و نولان را یک پله در مسیر فیلمسازی‌اش بالاتر برد. مفاهیم اخلاقی، هویت و تناقضات درونی شخصیت اصلی و نقش آنها در ساختار داستانی و فلسفه فیلم از جمله موضوعاتی است که THE DARK KNIGHT با آن ذهن مخاطبان جدی سینما را درگیر خود کرد. 

سرآغاز (INCEPTION) در سال ۲۰۱۰ ساخته شد. INCEPTION فیلمی پرهیجان در گونه علمی-تخیلی است و به مفهوم زمان می‌پردازد. حضور «لئوناردو دی کاپریو» و وجود جلوه‌های ویژه حیرت انگیز، فیلم را جزو دیدنی ترین پروژه‌های هالیوودی دوران خود کرد. فیلم باز هم در جهان سینما و در میان منتقدان و مخاطبان خوش درخشید. اسکار بهترین فیلمبرداری، بهترین صداگذاری، بهترین تدوین صدا و بهترین جلوه‌های ویژه را گرفت و در گیشه علیرغم داستان پیچیده‌اش که نولان به تنهایی نوشته بود، بسیار خوش درخشید. INCEPTION تا حدی استانداردهای بیان سینمایی داستان اکشن و پیچیده را بالاتر برد و نشان داد که می‌توان مفاهیم تو در تو و نه چندان راحت مرتبط با پیچیدگی‌های روان و ذهن را با شکلی هنرمندانه و جذاب بدل به فیلم نمود. از آنجایی که روند ماجراها مخاطب را به درون رویاهای چندگانه‌ای می‌برد، باز هم اینفوگرافی می‌تواند ساختار جذاب و فکر شده فیلم را توضیح دهد. در تصویر زیر تغییرات زمانی در چهار سطح مختلف رویا نشان داده می‌شود. پیگیری مسیر هرکدام از شخصیتها در فیلم هم نشان می‌دهد که آنها تا چه حد درگیر چه سطحی از رویا بوده‌اند. 

شوالیه تاریکی برمی‌خیزد (THE DARK KNIGHT RISES) را نولان در ۲۰۱۲ ساخت. سومین سه گانه بتمن که نولان کارگردانی‌اش را بر عهده داشت بیش از ۱ میلیارد دلار در سراسر جهان فروخت. نولان باز هم برای ساخت فیلم به سراغ فن آوری‌های روز رفت. برای بهینه‌سازی کیفیت تصویر فیلم، در بیشتر مراحل فیلم‌برداری، از جمله شش دقیقه اول از دوربین‌ IMAX  هفتاد میلی‌ متری استفاده کرد. فیلم اگرچه در گیشه موفق بود اما به لحاظ سینمایی و نسبت به INCEPTION اثری کم فروغتر تر در کارنامه نولان به شمار می‌آمد چرا که حالا دیگر توقع از نولان فیلم به فیلم بالاتر می‌رفت و منتقدان منتظر بودند تا نولان در هر فیلم شاهکاری جذابتر از قبل ارائه دهد که همینطور هم شد. 

میان ستاره‌ای (INTERSTELLAR) ابر پروژه نولان که در ۲۰۱۳ ساخته شد، حاصل طرح جذاب سینمایی برادرش بود که در ابتدا به «اسپیلبرگ» پیشنهاد شده بود اما سرانجام با همکاری شرکتهای پارامونت و برادران وارنر برای ساخت آن، کارگردانی آن به پیشنهاد جاناتان به کریستوفر رسید. فیلمنامه بر پایه نظریه علمی فیزیکدان نظری «کیپ تورن» نوشته شد و در راستای تولید آن، آخرین فن آوری‌های گرافیک کامپیوتری به کار گرفته شد و پس از ساخته شدن توانست به نظریه پردازان فیزیک فضا در به تصویر کشیدن آنچه در مقام تئوری معتقد بودند کمک کند. فیلم ارتباطی تنگاتنگ با علم فضا و فیزیک داشت و طبق تعهد سازندگان بر لبه علم ساخته شد تا ویژگی‌ها و محدودیت‌های ادراکی علمی آن دستخوش تخیل صرف نشود. بازی «متیو مک کانهی»، «جسیکا چستن» و «آن هاتاوی» در این فیلم ماندگار و درخشان بود.  تولید فیلم به دو مقاله علمی انجامید و ژورنال آمریکایی فیزیک پیشنهاد کرد که این فیلم برای آموزش در دانشگاه‌ها به نمایش درآید. با این همه فیلم فقط اسکار بهترین جلوه‌های ویژه گرفت و به فروشی نسبتا موفق دست یافت. منتقدان هم آن را تا حدی مثبت ارزیابی کردند. اگرچه INTERSTELLAR جزو آن دسته از آثار سینمایی است که چنانچه با صبر و حوصله دیده شود، عمیق ترین درگیری‌های انسان با خود، زمان و جهان پیرامون را به جذاب ترین شکل ممکن بیان می‌کند. طبق اینفوگرافی سیر زمانی در INTERSTELLAR که «دوگان کن گوندوگو» تهیه کرده، مشخص است که با در نظر گرفتن نظریه نسبیت انیشتین و اعوجاج فضا-زمان، چگونه همه چیز سقوط می‌کند. 

در این ویدیو «کیپ تورن» به مخاطبان توضیح می دهد که نولان تا چه حد به مرزهای علم نزدیک شد و بی آنکه از تخیل برای به تصویر کشیدن فضا استفاده کند، از آنچه در تئوری های فیزیک ارائه شده بود، برداشت هنری خود را داشت. 

دانکرک (DUNKIRK) پروژه سخت دیگری از نولان بود که در سال ۲۰۱۷ روی پرده رفت. دهمین فیلم نولان که باز هم با دوربین IMAX هفتاد میلی متری ساخته شد، نخستین فیلم او بود که داستان آن براساس یک واقعه تاریخی مرتبط با جنگ جهانی دوم شکل گرفت. DUNKIRK هم موفق به دریافت اسکارهای تدوین صدا، تدوین و میکس صدا شد. در DUNKIRK داستانی واحد از سه زاویه هوا، زمین و دریا روایت می شود. فیلم درباره جنگ و مبارزان آن است. همچون اغلب فیلمهای قبلی، خبری از یک شخصیت اصلی نیست بلکه قرار است مخاطب با تعداد زیادی سرباز و جنگجو طی زمان کند. DUNKIRK به معنای واقعی ویرانگری جنگ را بر همه نشان می‌دهد. این فیلم روانشناختی و اکشن به بررسی آشفتگی روانی و حفظ هویت می‌پردازد و بر اهمیت داستان‌سازی موازی و تأثیر آن در نمایش واقعیت چندگانه و مفهوم حقیقت تاکید می کند. با این همه برای قرار گرفتن در رده فیلمهای جذاب نولان چیزهایی کم دارد. 

انگاشته یا TENET را نولان در ۲۰۲۰ ساخت. داستان بسیار پیچیده فیلم مفاهیمی همچون زمان، حافظه و واقعیت موازی و تأثیر آنها در ساختار و مفهوم فیلم را هدف گرفت. بحث نظریه فیزیکی موسوم به پیکان زمان (Time’s Arrow) محور مرکزی شکل گیری داستان TENET بود. نولان همچون چند اثر قبلی خود باز هم به سراغ دوربینIMAX  هفتاد میلی متری رفت. فن آوری‌های به کار گرفته شده توسط نولان در TENET قدمی رو به جلو در صنعت سینما به شما می‌آمد اما داستان بسیار پیچیده و گاه گنگ آن، نظر علاقه مندان همیشگی آثار نولان را جلب نکرد چرا که نولان در پایه ریزی بنای داستان به سراغ مسائل علمی پیچیده‌ای رفته بود. شخصیت اصلی فیلم با بازی «جان دیوید واشنگتن» با پدیده ای به نام وارونگی رو به رو است. 

در توضیح وارونگی لازم است نقبی کوتاه به جهان علم زد: آنتروپی درجه بی نظمی در هر سیستمی است که با گذشت زمان افزایش می‌یابد. آنتروپی هیچگاه کاهش نمی‌یابد و تنها یا افزایش یافته و یا ثابت می‌ماند. در TENET، سفر در زمان در حقیقت به معنای کاهش آنتروپی است. یعنی اگر آنتروپی کاهش یابد، در واقع در زمان عقب رفته‌ایم. هنگامی که ما واقعیت را تجربه می‌کنیم، اشیا و آنتروپی آنها را در حالی که به جلو حرکت می‌کنند، می‌بینیم. با این حال، اشیایی پیدا شده که در آنها مواد برعکس شده‌اند، و این باعث می‌شود که آنها در طول زمان به عقب بروند. پس موضوع TENET سفر در زمان نیست، بلکه وارونگی زمان با استفاده از کاهش آنتروپی است. قهرمان اصلی باید به راحتی به آنچه انجام می‌دهد، بدون در نظر گرفتن واقعیت عینی، اعتقاد داشته باشد. متاسفانه اگر هیچ کدام از فیلمهای پیشین نولان نیاز به اینفوگرافی نداشته باشند، دست کم فیلم TENET به آن نیاز مبرم دارد. 

چرا نولان فیلمساز مهمی است؟ 

مرور مختصر کارنامه فیلمسازی نولان تا پیش از ساخت اوپنهایمر نشان می‌دهد که نولان صرفا یک کارگردان تکنیسین نیست. او نه تنها سینما، قابلیت‌ها و فن آوری‌های مرتبط با آن را می‌شناسد، بلکه از مواجهه با پدیده‌ها و دست آوردهای فنی برای برداشتن گامی در توسعه هنر-صنعت فیلمسازی استقبال هم می‌کند. او نگاه و زیبایی شناسی شخصی خود را در سنگین ترین پروژه‌های هالیوودی نیز وارد کرده و برای جاه طلبی‌های خود در این عرصه هرگز از نظر خود گام به عقب نگذاشته است. نگاه کلی به آثار او نشان می‌دهد که فیلم‌های کریستوفر نولان چندین نقطه مشترک دارند. برای  بررسی موضوعی کارنامه او و به سبک منحصر به فردش پیجویی این نکات مشترک از اهمیت زیادی برخوردار است. این نکات به شناخت ماهیت منسجم فیلم‌شناسی نولان کمک می‌کند و دغدغه‌های او را به نمایش می‌گذارد. نولان با کاوش در پیچیدگی‌های زمان، هویت، ادراک، اخلاق و واقعیت، روایت‌های تفکر برانگیزی خلق می‌کند که مخاطبان را به چالش می‌کشد و درگیر می‌کند و البته شهرت خود را به عنوان یک فیلم‌ساز رویایی تثبیت می‌کند. برخی از این نقاط مشترک عبارتند از: 

ساختار غیرخطی داستان: بسیاری از فیلم‌های نولان از ساختار داستانی غیرخطی استفاده می‌کنند، به این معنی که داستان به ترتیب زمانی روایت نمی‌شود. این تکنیک به وی امکان می‌دهد تا به درک مخاطب از زمان و واقعیت چالش بیاندازد و همزمان بر طبیعت ذهنی حافظه و درک تأکید کند. فیلم‌هایی مانند MEMENTO، THE PRESTIGE و  INCEPTIONنمونه‌های بارزی از استفاده نولان از ساختار داستانی غیرخطی هستند. 

بررسی هویت: هویت موضوعی تکراری در فیلم‌های نولان است. شخصیت‌ها اغلب با سؤالاتی درباره هویت شخصی، ماسکی که بر می‌دارند و دوگانگی طبیعت خود مبارزه می‌کنند. نگاهی به هویت پراکنده شده قهرمان در MEMENTO، زندگی دوگانه جادوگران در THE PRESTIGE یا شخصیت‌های ماسک به صورت بتمن و دشمنانش در سه گانه بتمن نشان می‌دهد که نولان به عمق مسائل هویت شخصی می‌پردازد و تأثیر آن بر تصمیمات و اعمال آنها و اطرافیان را بررسی می‌کند. 

کنترل زمان: نقش مهمی در سبک روایت نولان داشته است. وی اغلب از زمان به عنوان یک وسیله داستانی استفاده می‌کند و طبیعت غیرخطی زمان، حلقه‌های زمانی و پیامدهای تغییر زمان یا درک آن را بررسی می‌کند. فیلم‌هایی مانند INCEPTION INTERSTELLAR و TENET نشان‌دهنده علاقه نولان به زمان به عنوان یک مفهوم و تأثیر آن بر تجربه انسانی هستند. 

مضامین مرتبط با واقعیت و ادراک: نولان اغلب مرزها بین واقعیت و خیال را مبهم می‌کند و درک مخاطب از آنچه واقعی و چه مصنوعی است را به چالش میکشد. وی انعطاف‌پذیری واقعیت، قدرت درک و تأثیر تجربیات شخصی بر درک ما از حقیقت را بررسی می‌کند. فیلم‌هایی مانند INCEPTION و INTERSTELLAR بینندگان را به سوالاتی درباره درک شخصی خودشان دعوت می‌کنند. 

چالش‌های اخلاقی: فیلم‌های نولان اغلب شخصیت‌ها را با دلایل اخلاقی پیچیده مواجه می‌کنند و در ناحیه خاکستری بین درست و غلط نگه می دارد. وی تصمیماتی را که افراد در مواجهه با تصمیمات سخت می‌گیرند و پیامدهای آن را بررسی می‌کند. فیلم‌هایی مانند سه گانه بتمن، INSOMNIA و DUNKIRK به بررسی ابهام‌ها و چالش‌های اخلاقی که شخصیت‌های اصلی با آن روبه‌رو می‌شوند، می‌پردازند. 

طراحی بصری و اثرات عملی: نولان به خاطر تأکیدش بر اثرات عملی و تصاویر بزرگ معروف است. وی سعی می‌کند تجربه‌های سینمایی جذابی را ایجاد کند و اغلب از جلوه‌های میدانی در مقیاس بزرگ و استفاده کمتر ازCGI  استفاده می‌کند. این تعهد به جلوه‌های ویژه میدانی و شگفتی خاص حاصل از آن در فیلم‌هایی مانند INTERSTELLAR، DUNKIRK و TENET به خوبی قابل لمس است و فیلمساز با بزرگی تصویری داستان را تقویت می‌کند و احساس شگفتی در بیننده ایجاد می‌کند. 

شخصیت‌های پیچیده و بازیگران گروهی: فیلم‌های نولان شخصیت‌های پیچیده و چند بعدی را به نمایش می‌گذارند که اغلب توسط درگیری‌های درونی و انگیزه‌های شخصی هدایت می‌شوند. او اغلب گروه‌های بازیگری را جمع‌ می‌کند و به هر بازیگر اجازه می‌دهد تا بدرخشد و به روایت کلی کمک کند. چه قهرمان معمایی MEMENTO، «جوکر» پیچیده در سه گانه بتمن یا کوپر احساساتی در INTERSTELLAR، شخصیت‌های خلق شده در فیلمهای نولان جذاب و لایه ‌لایه هستند. 

موسیقی مؤثر: نولان با همکاری بازیگران موسیقی مشهوری مانند «هانس زیمر» از موسیقی بسیار قوی و مؤثری برای فیلم‌های خود استفاده می‌کند. موسیقی‌های ساخته شده برای فیلم‌های او اغلب احساسات و تنش را تقویت می‌کنند و تجربه سینمایی را عمیق‌تر می‌کنند. موسیقی مؤثر در فیلم‌هایی مانند INCEPTION و DUNKIRK قابل توجه است و به کاهش گفتگو در فیلم کمک می‌کند و احساسات را آسان تر به نمایش می‌گذارد. 

موضوعات عمده و عمیق: نولان به موضوعات مهم و عمیقی مانند زمان، هویت، عدالت و اخلاق توجه ویژه‌ای دارد. فیلم‌های او بیش از یک داستان ساده را روایت می‌کنند و با تأکید بر مسائل فلسفی و اخلاقی به تأمل و تفکر می‌اندازند. این موضوعات مهم در فیلم‌هایی مانند MEMENTO، THE PRESTIGE و DUNKIRK به طور واضح قابل مشاهده هستند. 

تکنولوژی و جلوه‌های سینمایی: نولان از تکنولوژی پیشرفته برای ایجاد تجربه‌های سینمایی شگفت‌انگیز استفاده می‌کند. از فیلمبرداری با دوربین‌های IMAX تا استفاده از جلوه‌های ویژه و تکنولوژی صدا، وی تمام تلاش خود را می‌کند تا تجربه سینمایی بزرگ و فراموش‌نشدنی را به بینندگان ارائه دهد. فیلم‌هایی مانند INTERSTELLAR، DUNKIRK و TENET نمونه‌هایی از استفاده نولان از تکنولوژی پیشرفته در سینما هستند. 

در انتظار یک شاهکار؟ 

اوپنهایمر Oppenheimer دوازدهمین فیلم نولان است که در سال ۲۰۲۳ به جهان سینما عرضه شد. داستان فیلم اوپنهایمر که فیلمی زندگی‌نامه‌ای بر اساس زندگی «جی. رابرت اوپنهایمر» با بازی «کیلین مورفی» است، به بررسی نقش اوپنهایمر در ساخت بمب اتمی می‌پردازد. اوپنهایمر تاکنون بیش از ۷۷۰ میلیون دلار در سطح جهانی فروش داشته و و چهارمین فیلم پرفروش سال ۲۰۲۳ شده است. باید دید نولان در آخرین اثر خود با بهره گیری از تجارب همه سالهای فیلمسازی خود و نظر مخاطبان، به سمت پیچیده تر کردن روایت رفته یا خواسته پیچیدگی را به درون شخصیت‌های فیلم ببرد. برای پاسخ به این سوال در مطالب بعدی مجله ماجرا به نقد و بررسی دقیق فیلم اوپنهایمر ۲۰۲۳ خواهیم پرداخت.

 مطلب اختصاصی برای مجله اینترنتی ماجرا

 

 

Email
WhatsApp
WhatsApp
Email