از اسرا با عشق
فیلم Afire، یکی از بهترین فیلمهای عاشقانه سال ۲۰۲۳، ساختهی کریستین پتزولد یکی از سرآمدترین کارگردانان فعلی آلمان است که فیلمهای هوشمندانه با درونمایه روانشناختی میسازد. او در کارهای خود نشان داده که دوست دارد ژانرهای متداول را به سلیقه خود تغییر دهد و به ترکیبی از سنت سینمای کلاسیک هالیوود، فیلم هنری اروپا و آوانگارد بهره گیرد. پتزولد پیشتر به خاطر فیلمهای باربارا ۲۰۱۲ و ترانزیت ۲۰۱۹ شناخته شده بود و شعله ورِ او هم در جشنواره فیلم برلین ۲۰۲۳ برنده جایزه بزرگ هیئت داوران شد. فیلم جدید او یک تراژی کمدی عجیب و غریب است که احتمالاً تا حدی از فیلم لبخندهای یک شب تابستانیِ برگمان ایده گرفته و پس از UNDINE 2020 به عنوان قسمت دوم سه گانه پتزولد درباره خلاقیت و عشق است. هرچند خودش در جایی گفته بود در شعله ور بیشتر تحت تأثیر فیلمهای اریک رومر و همچنین برخی داستانهای فرانسوی و آمریکایی بودهاست که داستان آنها در تابستان رخ میدهد.

داستان فیلم Afire چیست؟
فیلم عاشقانه شعله ور یا آتشین یا در آتش یا با ترجمه آلمانیِ آن «آسمان سرخ»، با یک سکانس ناگهانی و ناامیدکننده آغاز میشود. یک نویسنده به نام لئون (با بازی توماس شوبرت) و دوست عکاسش فلیکس (لانگستون یوبل) در یک جادهی روستایی با یک ماشینی حرکت میکنند. ماشین خراب میشود و آن دو را در میان جاده جنگلی گرفتار میکند. ترس از ماندن در تاریکی جنگل باعث میشود آنها پیاده بقیه راه را تا مقصد خود، یک خانه تعطیلاتی در ساحل بالتیک آلمان طی کنند. خانهای کوچک و دلانگیز که دو اتاق خواب و یک سقف در حال نشتی دارد. آنها قرار بود در آنجا تنها باشند و به کارهای خود برسند. لئون منتظر ناشر کتاب دوم خود است و فلیکس نیز یک پرونده هنری برای مدرسهی هنر آماده میکند با این حال وقتی میرسند، متوجه میشوند به واسطه مادر فلیکس، مهمانی سومی به نام نادیا (پائولا بی یر) هم آنجا است. نادیا زنی جوان است که پیش از آنکه لئون و فلیکس او را ببینند، رد و اثرش بر لیوانهای شراب روی میز، لباسهای پراکنده بر کف خانه ذهن کنجکاو لئون را درگیر میکند.

داستان به ظاهر کم افت و خیز فیلم شعله ور تقریبا به تمامی در همین ویلا و حوالی آن رخ میدهد. لئون با طمعهای بلندپروازانه و نیاز شدید به تأیید شدن، یکی از شخصیتهای جالبی است که پتزولد در فیلمهایش طراحی کرده است. او تلاش میکند تمرکز خود را بر روی نوشتن و اصلاح رمان خود حفظ کند اما فلیکس که کمی بازیگوش است حواس او را پرت میکند. با این حال حواس پرتی اصلی لئون که موتور محرکه خودش و فیلم است، به نادیا ربط دارد. لئون نسبت به او کنجکاو است و هرچه از زمان فیلم میگذرد، مخاطب بیشتر متوجه میشود که لئون در دام جاذبه نادیا گرفتار شده، هرچند تا پیش از آخرین نمای فیلم Afire، لئون حاضر به چنین اعترافی نیست. لئون در بیان واضح احساسات خود نسبت به نادیا مشکل دارد. او خجالتی نیست اما در بیان احساسات قلبی مثبت خود به دیگران ناتوان است. او میتواند خوب غر بزند و دیگران را از خود برنجاند اما همانطور که نمیتواند از عکسهای فلیکس تعریف کند، با نادیا هم نمیتواند ارتباط کلامی برقرار کند.
شاهکاری دیگر از کریستین پتزولد؟
فیلم شعله ور یا آتشین ۲۰۲۳ علیرغم برخی تفاوتها نسبت به فضا و مضمون، همچنان فیلمی کمدی و عاشقانه از پتزولد است و پس از لایههای سطحی، جریان پنهانی در زیر متن اثر با موضوعات تاریکتری مانند مرگ، طبیعت، فرایند خلاقانه و بحران اقلیمی آینده که در قالب جنگلهای آتش گرفته، بازی میکند. البته لئونِ فیلم از هیچکدام از این موارد آگاه نیست و با عصبانیت و تندخویی ناامیدانه وقت میگذراند. نکته خنده دار در خصوص شخصیت لئون این است که علیرغم اینکه بیشترین زمان فیلم را به دزدکی و دیدزدن مخفیانه از سایر شخصیتها به ویژه نادیا میگذراند و از بین پردهها و پشت درها به او نگاه میکند، اما دنیا را صرفا از دید خود میبیند. بنابراین، او تقریباً چیزی از بارهای عاطفی و رخدادهای اجتماعی پیرامونش مشاهده نمیکند. به نظر میرسد لئون تجربه زیسته کمی، البته تا پیش از وقایع فیلم دارد و همیشه در دنیای ذهنی و منفی گرای خودش غرق بوده است. به عنوان مثال او حتی از گرایش جنسی فلیکس بی اطلاع است.
تندخویی لئون حتی نادیا را که سعی در برقراری یک ارتباط ساده با او دارد، از وی دور میکند. لئون از یک سو دوست دارد نادیا را بشناسد و از یک سو از دیدن گفتگوی نادیا با دیگران ناراحت میشود. حسادت میکند و به خود نادیا هم ترش رویی میکند، گویی نادیا باید از ابتدا میدانسته که در دل لئون چه میگذرد. در کنار این مساله که بیشتر زمان فیلمِ در آتش را به خود اختصاص داده، موازی با تنش جنسی در حال جوشش و تندخویی همیشگی لئون، در اطراف خانه ویلایی و کمی دور از ساحل آرام نزدیک آنجا، رخدادی دیگر در جریان است. آتشسوزی در جنگل هر لحظه بیشتر و نزدیکتر میشود اما چندان کلامی در گفتار شخصیتهای فیلم درباره آن نمیشنویم. شخصیتها در خط مقدم یک بحران آب و هوایی قرار دارند اما آنها قادر به درک این تهدید نیستند تا زمانی که به ناگاه خیلی دیر میشود.
گویی برای آنها رخدادهای درونی و شخصی بیش از توجه به محیط و جغرافیای اطراف اهمیت دارد. برای رمزگشایی از درونمایه فکری فیلم Afire، خود پتزولد کلید خوبی به دست مخاطب میدهد. در جایی از فیلم که محل اتصال دنیای نادیا و لئون به هم است، نادیا لب به سخن باز میکند. ادبیات پیوند دهنده آن دو با هم است، بی آنکه لئون خبر دار باشد. نادیا به لئون از تحصیلات خود نگفته اما لئون رمان در دست انتشار خود را به نادیا میدهد تا نظر او را بداند. صراحت نادیا طبق معمول لئون را میرنجاند اما لئون نظر نادیا را که با تعریف و تعارف همراه نیست جدی نمیگیرد. او صرفا دوست دارد از او و کارش تعریف کنند. وقتی نادیا در حضور ناشر کتاب دوم لئون درباره تحصیلات ادبی خود و نگاهش به شعرهای هاینریش هاینه شاعر و نویسنده آلمانی قرن نوزدهم میگوید، دنیا بر سر لئون خراب میشود. نادیا شعری از هاینه را میخواند.
شعری که از فیلم Afire رمزگشایی میکند.
هاینه که از شاعران معروف دوران رمانتیسم بوده و آثارش تأثیر بسزایی بر ادبیات و فرهنگ آلمان گذاشته، در اشعار خود به طرز واقعگرایانهای به عشق، اجتماع و سیاست میپرداخته است. او از طریق شعرهای عاشقانه و انتقادی خود، نشان داده که چگونه میتواند مسائل اجتماعی را با استفاده از زبان هنر به تصویر بکشد. پتزولد با شعر “اسرا” جانمایه شعله ور، از بهترین فیلم های عاشقانه ۲۰۲۳ را برای مخاطب بازتاب میدهد.
هاینه اینچنین سروده:
«در شامگاه هر شبانهروز، دختر پاکدل سلطان، در کنار چشمه پرسه میزد. آنجا که آب سپید جاریست و در شامگاه هر شبانهروز، غلام جوانی کنار چشمه میایستاد، که درش آب سپید جاریست، و هر روز چهرهاش رنگپریدهتر میشد تا اینکه شاهدخت شبی نزد غلام جوان رفت و ناگهان گفت: مایلم اسم و رسم و قبیلهای که ازش آمدهای را بدانم. غلام جوان گفت: نام من محمد است و اهل یمن هستم و از قبیله اسرا هستم که عشقشان منجر به هلاکتشان شد.»
فیلم Afire ۲۰۲۳ با شعله ور شدن عشق لئون به نادیای سرخوش و بی غل و غش در انتهای فیلم، کمی پیش از آنکه صفحه آخر رمان جدید لئون که همان داستان فیلم است برای مخاطب خوانده شود، به پایان می رسد. لئون با عبور از فصلی پر فراز و نشیب از زندگی عشق خالصانه را در چشمان نادیا می بیند که برای همراهی و عیادت ناشر بیمار شده آمده است. لئون پس از شعله ور شدن دنیای اطرافش زبان باز می کند. او نیز از درون شعله ور شده است. شعلهور میتواند شروع خوبی برای تماشای دوباره فیلمهای پیشین پتزولد باشد.
مطلب اختصاصی برای مجله اینترنتی ماجرا