تجربه کردن با پیرِ سینما

آبان 11, 1402 جواد صفوی Comments Off

شاید در وهله اول یدک کشیدن نام تنها بزرگترین کارگردان زنده دنیا بتواند  مردم را به تماشای یک فیلم سه ساعت و ۲۶ دقیقه‌ای وادار کند و در نگاهی غیر متعصبانه، درک طولانی بودن فیلم می‌تواند سخت باشد اما فیلم که توسط اسکورسیزی و اریک راث از کتاب دیوید گران اقتباس شده، در طول تمامی مدت زمان خود به طرز زیبایی پیش می‌رود. داستان می گوید و باز هم داستان می گوید. داستانی که یک تاریخچه زنده و مستند و کاملا قابل لمس از کشور آمریکا است و بدون دخالت سیاست و کج روی از حقیقت تاریخ به پرده نمایش رسیده و همچون سایر آثار اسکوسیزی قرار است تا ابد در قاب سینما زنده بماند. بنابراین استراتژی مارتین برای همه چیز را گفتن در عین عدم درافتادن با ریتم و ایجاد خستگی و بی حوصلگی در مخاطب، مهمترین شاخصه بنای ” قاتلان ماه کامل” است. اساسا اسکورسیزی همراه با دو یار جواهرنشان خود یعنی دنیرو دی کاپریو برای ثبت غیرمستند ماجرایی مستند در کنار هم جمع شده اند. جنایت تاریخی علیه اوسیج ها را حالا همه دنیا خیلی خوب و دقیق می دانند و صد البته نگاه حمایت کننده و استعماری پشت آن را به خوبی درک می کنند. “قاتلان ماه کامل” به لحاظ فیلمنامه نویسی فیلم خوبی است چون چند اصل اساسی را در همان گام نخست و معماری روایت خود مد نظر قرار می دهد. برخی از این موارد عبارتند از:

  • داستان پرکششی را تعریف می کند.
  • داستان پرکششی از یک کتاب غیرداستانی، پر فروش و جایزه گرفته را تعریف می کند.
  • داستان فیلم مستند بر تاریخ قرن گذشته آمریکا است.
  • ماجرای اصلی کتاب رسیدگی به یک پرونده جنایی سریالی است.

اسکورسیزی جز آنکه نام بزرگی داشته باشد، در ۸۱ سالگی آنچنان کارگردان سر حال و با هوش و حواسی هست که بتواند باز هم بازیهای درجه یکی از بازیگران خود بگیرد. خواه این بازیگر دی کاپریوی همچنان جذاب باشد و چه لیلی گلداستون که شاید هر بازیگر زن دیگری جای او بازی می کرد، فیلم به قدرت فعلی نبود. دی کاپریو انتخاب درستی بود چرا که حماقت توآم با احساسات قلبی را توانست به خوبی با هم مخلوط کند. برای همین در چهره ارنست بورکهارت که خیره شوید خبری از تیزبینی نگاه دی کاپریوی واقعی نیست. همانطور که چشمان مالی (لیلی گلداستون) به اندازه یک کتاب حرف برای گفتن دارد و این نگاه کشف و هدایت اسکورسیزی را پشت سر خود دارد. ضمن اینکه نقش سخت و حساس هیل با بازی استادانه دی نیرو به راحتی می توانست فیلم را به مرز کمدی بکشاند اما این اتفاق نیافتاد. علاوه بر بازیها، ارائه میزانسن های همیشگی اسکورسیزی، با شروع از یک کنج و پایان در کنج دیگر و ترکیب حرکت دوربین با نماهای ثابت، به سان یک کلاسیک به روز شده، توجه مخاطب را به داستان معطوف می کند و از جلوه گرایی بی دلیل دور است. چند نکته کلی در زمینه کارگردانی اسکورسیزی در این فیلم وجود دارد.

  • کارگردان آنقدر معتبر هست که بتواند بزرگترین ستارگان هالیوود را به خدمت بگیرد و در عین حال می داند از داستان و بازیگران خود چه می خواهد. در ابتدا قرار بود دی کاپریو نقش کارآگاه FBI را بازی کند اما در مرحله اقتباس فیلمنامه کارگردان و فیلمنامه نویس تصمیم می گیرند بیشتر روی زندگی اوسیج ها متمرکز شوند و بنابراین نقش دی کاپریو را تغییر می دهند. نقش کارآگاه را جسی پلمونز بازی می کند.
  • کارگردان توان هدایت صحیح بازیگران خود را، هر اندازه که درخشان و بزرگ باشند، دارد. صحنه های جرم و جنایت را با پرداختی غیر هالیوودی و تاثیرگذار و متفاوت از صحنه های گفتگومحور ارائه می کند. به عنوان مثال نگاه کنید به صحنه مرگ آنا خواهر مالی. بردن و نشاندن آنا روی تکه سنگ در حالیکه چند بار می گوید “می خواهید من رو بکشید” و سپس بنگ شلیک تیر پشت سر او. کارگردان به اوسیج ها احترام ویژه ای می گذارد و بنابراین استفاده از نابازیگران بومی و نحوه هدایت مستندوار آنها مقابل دوربین را به عنوان استراتژی خود بر می گزیند.
  • کارگردان علیرغم آنکه می توانسته اما تن به ساخت این فیلم در نظام و امکانات استودیویی نداده است. او تلاش کرده تا روش فیلمسازی محبوب خود را همچون کاری که در “سکوت” یا “جداافتاده” انجام داد، در فیلم اخیرش نیز به کار بگیرد و شمایل فیلم نیز نشان می دهد که او در این زمینه کاملا موفق بوده و حتی فیلم را تا مسابقه کن ۲۰۲۳ نیز رساند.

این شاید برای مخاطب دور از صحنه سینما کمی تعجب برانگیز باشد اما برای یک کارگردان بزرگ که هم فیلم مستقل ساخته و هم برای نظام استودیویی در هالیوود پیراهن پاره کرده داستان دیگری دارد. نگاهی دقیقتر به کارنامه اسکورسیزی می تواند برای مخاطب جدی تر سینما یادآور فیلمهای کم بودجه و به اصطلاح خیابانی او در کنار فیلم های پر زرق و برق هالیوودی باشد که هر دو هم خوب ساخته شده اند. در همین راستا و پس از پخش “قاتلان ماه کامل”، نشریه نیویورکر با او به گفتگو نشست.

اسکورسیزی در پاسخ به این پرسش که “وقتی یک فیلمساز برای استودیوهای بزرگ کار می‌کند، بدون شک با یک محدودیت مواجه می‌شود. این بدان معنا نیست که فیلمسازان بدی ساخته‌اند، بلکه همیشه یک مانعی وجود دارد که هر فیلمسازی در حین کار برای استودیوهای بزرگ به آن برخورد می‌کند”، ماجرای ساخت “هوانورد” و “جداافتاده” را تعریف کرده و می گوید “درست که “جداافتاده” را تقریباً به دلخواه خودم ساختم اما این یک مبارزه سخت بود از ابتدا تا انتها.”

خبرنگار از اسکورسیزی درباره اینکه دوست دارد باز هم با بودجه کم و با هفت نفر عوامل صحنه بتواند فیلم بسازد سوال می کند و مارتین می گوید “بله. این ایده در ذهنم است. هفت نفر می‌توانند هفتاد نفر باشند، اما باید احساس هفت نفر را بکنید، زیرا به صراحت بگویم، قد کوتاهی دارم. من پیر شده‌ام. می خواهم وارد اتاقی شوم با نورپردازی و همه کابل‌ها. باید یک دستیار در جلوی من باشد که من را همراهی کند. دوست داشتم بتوانم دوباره آزادی تیم‌های کوچک را داشته باشم، حس آزادی را. در “قاتلان ماه کامل”، آدام سامنر دستیار برجسته‌ای بود. او با استیون اسپیلبرگ و ریدلی اسکات همکاری می‌کند. در کارهای پشت صحنه مثلا من می‌گویم: “خوب، آنها در حال آمدن به این سمت خیابان هستند، ما باید اینجا رد شویم”، و البته داستان در سال ۱۹۲۱ است. بنابراین پس‌زمینه، لباس‌ها، اسب‌ها، نیاز به افرادی دارد که کارهایی انجام می‌دهند. این مثل فیلمبرداری کردن در نیویورک نیست، اما ما کنترل صحنه را در اختیار داشتیم. مثل یک استودیو. این، به طرز عجیبی باعث می‌شد احساس کنیم داریم یک فیلم کوچک‌تر تولید می‌کنیم.”

 

مطلب اختصاصی برای مجله اینترنتی ماجرا

 

 

Email
WhatsApp
WhatsApp
Email