به نام پدر؟

فروردین 16, 1402 جواد صفوی Comments Off

 می خواهم همین ابتدا تکلیف این نوشته را روشن کنم و بگویم از ابتدای تماشای فیلم تا آخر پرده دوم تمام مدت نام کارگردان را زیر سایه نام پدرش تصور می کردم اما باید اعتراف کنم که پناه پناهی لااقل با متر و معیار سنجه سینما زیر سایه پدرش قرار نگرفت. یعنی فیلم را جوری نساخت که اگر در عنوان بندی به جای پناه پناهی صرفا نوشته شود پناهی، مخاطب آن را فیلمی از جعفر پناهی بداند. حالا هرچه مشاوره و کمک از پدرش و حلقه دوستان و اطرافیان سینمایی پناهی گرفته باشد نه قرار است منِ مخاطب بدانم و در مواجهه مستقیم با یک محصول هنری نیز دیگر اینجور چیزها اهمیت زیادی پیدا نمی کند. آنچه مهم است لحظه لحظه فیلمی است که جلوی چشم مخاطب نمایش داده می شود. با این حساب “جاده خاکی” یک فیلم به زعم من خوب و شاید هم خیلی خوب است. فیلمی است که میشود بی توجه به افراد مرتبط با ساخت آن، نگاه سینمایی خالقش را ستود. آفرینش جریان سیالی از یک نقطه عطف در زندگی خانواده ای درگیر با بحرانی بسیار سخت، کار سختی بود که پناهی به خوبی از پس آن برآمده است.

فیلم جز کارگردانی امیدوارکننده، بازیهای درجه یکی دارد. بهترین و سخت ترین بازی پانته آ پناهی ها، بازی مثل همیشه خوب حسن معجونی و اعجاز بازی یک کودک که رایان سرلک، پسربچه سریال زیرخاکی، ترکیبی غریب، روان و جذب کننده ساخته اند که نمونه آن را کمتر سراغ دارم. بازی رایان سرلک حتی از دو‌کودک قصرشیرین میرکریمی بافاصله بهتر است و شاید بشود گفت موتور حرکتی فیلم در جهانی به شدت تلخ است. بی هیچ برداشت سیاسی از فیلم، حجم بزرگ اندوه و امید موجود در فیلم با ترکیبی از ترانه های خاطره انگیز و البته ممنوعه موجود در فیلم اشاره های مشخصی بر یک برهه و شرایط تاریخی و سیاسی دارد اما بی توجه به این بعد، سینمای نوجویانه و جسورانه پناه پناهی در جاده خاکی قابل ستایش و توجه است و امیدوارم بدون افتادن به حواشی غیر سینمایی تداوم یابد

 

Email
WhatsApp
WhatsApp
Email