فقدان مرد اقتباس

شهریور 14, 1402 جواد صفوی Comments Off

اگر مرگ با قصور پزشکی عباس کیارستمی، فقدانی همیشگی بر ماهیت سینمای ایران به ویژه از جنبه های بین المللی در نظر گرفته شود، قتل، این بار نه دق کردن در کنج خلوت، نه ظاهرا خودکشی بلکه قتل فجیع داریوش مهرجویی، سینماگر بلندآوازه ایرانی، فقدانی بر تاریخ سینمای ایران با اهمیتی دو چندان از جنبه داخلی است چرا که هر قدر عباس کیارستمی در جهان سینما و مخاطبان جدی تر هنر سینما در هر گوشه عالم، به عنوان هنرمندی مولف و صاحب سبک و جهان بینی شناخته می شد و می شود، جناب مهرجویی علیرغم موفقیت های بین المللی برخی فیلمهایش همچون گاو و هامون، دو صد چندان در داخل کشور با فیلمهای خوب خود شناخته می شد و می شود. بسیار سخت است از لفظ مرحوم و روان شاد برای چنین بزرگمردی استفاده کرد چرا که او با فیلمهایش برای ابد در دل سینمادوستان و مخاطبان عام سینما، البته تا پیش از نسل جوان نوظهور امروزی جای دارد. به عبارت بهتر، بخشی از حافظه تصویری مردم این سرزمین آغشته به حال و هوا و آثاری است که جناب مهرجویی از سالهای دور با فیلمهای خود به جان و روان مخاطب فارسی زبان ارائه نموده است. فهرست زیر شامل فیلمهایی است که مهرجویی از ۱۳۴۸ تا ۱۳۹۸ یعنی پنجاه سال فیلمسازی ساخت: الماس ۳۳، گاو، آقای هالو، پستچی، دایره مینا، مدرسه‌ای که می‌رفتیم، اجاره‌نشین‌ها، شیرک، هامون، بانو، سارا، پری، لیلا، دختر دایی گمشده، درخت گلابی، میکس، بمانی، مهمان مامان، سنتوری، طهران تهران (ایپزود روزهای آشنایی)، آسمان محبوب، نارنجی‌پوش، اشباح و لا مینور؛ از میان این آثار برخی به دلایل خاص تری در اذهان مخاطبان سینمای ایران باقی مانده اند. برخی دیگر که در زیر اشاره نمی شوند یا به خاطر نبود نسخه با کیفیت چندان دیده نشده اند و یا جزو آثار خوش ساخت مرحوم مهرجویی نیستند.
• گاو (۱۳۴۸) ترکیب داستان عزاداران بیل غلامحسین ساعدی و مهرجویی جوان که سابقه یک فیلم فارسی را به عنوان کارگردانی از فرنگ برگشته به دوش می کشید، فیلمی ماندگار در تاریخ سینمای ایران و جهان شد. هنرمندان بزرگی همچون مرحوم عزت الله انتظامی و علی نصیریان و جمشید مشایخی حضور ماندگار خود در عرصه بازیگری سینما را مدیون این فیلم هستند. امام خمینی با اشاره به این فیلم بود که حکم برائت سینما از سوختن در آتش نفرت انقلابیون را به هنرمندان روزهای پس از انقلاب ۵۷ داد. گاو پس از سالها با ترمیم و تبدیل به نسخه ای ماندگارتر، برای همیشه حفظ شد و معجزه مهرجویی او را به کارگردانی مولف و بین المللی تبدیل کرد.

• دایره مینا (۱۳۵۳) دومین کار مشترک مهرجویی و غلامحسین ساعدی در ساحت فیلمنامه بود. فیلم‌نامهٔ دایرهٔ مینا اقتباس شده از داستان «آشغالدونی از مجموعه داستان‌های گور و گهواره بود و با توقیف سه ساله اش تنگ نظری حکومت پهلوی به هنر انتقادی را در تاریخ ثبت کرد. در چند جشنواره معتبر جهانی جایزه گرفت و توانست ثابت کند می شود از هنرپیشه ای همچون فروزان، بازی خوب و محترمانه هم گرفت. دایره مینا باعث شد تا سازمان انتقال خون ایران در اواخر دوره پهلوی شکل بگیرد. نمونه ای از تاثیرگذاری سینما در جامعه، اگر که به درستی و با قدرت به کار گرفته شود.
• اجاره نشین ها (۱۳۶۶) اینکه هنرمند در بحبوحه جنگ تصمیم بگیرد برای شاد کردن مردم به سراغ ژانری سخت همچون کمدی برود به خودی خود ستایش آمیز است. در کتاب “کارنامه چهل ساله” مهرجویی به خوبی درباره این اثر ماندگار خود توضیح می دهد. کارگردانی صحنه های شلوغ و پر هیجان و مفصل با حداقل امکانات و شرایط بسیار ساده، کاری بسیار بزرگ بود که مهرجویی با جادوی خود آن را انجام داد. هارون یشایایی تهیه کننده محترم و معتبر سینمای ایران نیز در کتاب زندگی و خاطرات خود از جزئیات بسیار جالبی درباره ساخت این فیلم خود نوشته که شاید برای علاقه مندان جوان عرصه فیلمسازی درسهای خوبی داشته باشد. اجاره نشین ها ماندگارترین کمدی همه سینمای ایران است که علی رغم گذشت زمان و جامعه و آدمهایش همچنان دیدنی است.

• هامون (۱۳۶۸) برگ زرین مهرجویی به همه سینمای ایران است. فیلمی به جهت عیار فیلم ایرانی در تاریخ سینمای جهان. نوشتن درباره هامون بسیار سخت است. فیلم کالت بسیاری از علاقه مندان سینمای ایران که خسرو شکیبایی را به سینمای ایران اضافه کرد، نخستین بار در هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و با آنکه جایزه بهترین فیلم را نگرفت (داوران جایزه را به «مهاجر» حاتمی‌کیا دادند) با کسب شش جایزه از جمله جایزه ویژه هیئت داوران و بهترین کارگردانی و فیلمنامه و بازیگر نقش اول مرد، فاتح اصلی جشنواره لقب گرفت.

• بانو(۱۳۶۹) بیتا فرهی از هامون به بانو که آمد، جلوه دیگری از مهرجویی به پرده سینمای ایران دوخته شد. نگاه متمرکز به زن در سینمای مهرجویی با بانو شروع شد و نتیجه اش هم در دوران بسته وزارت ارشاد پس از جنگ تحمیلی با دستور مستقیم فخرالدین انوار، معاون سینمایی وقت و طبق نظر شورای پروانه نمایش، بانو به دلیل «توهین به انسان و مردم» توقیف شد و پس از تحولات خرداد ۱۳۷۶ رفع توقیف شد اما مسیر تهیه کننده اش و حتی بیتا فرهی با این توقیف طولانی تغییر کرد. بانو برای سالها و به دلایل سیاسی زیر هجمه شدید کیهانی ها و روایت فتحی ها قرار گرفت اما سرانجام رنگ پرده گرفت. پس از گذر سالها و تحولات جامعه آن تک جمله مریم بانو(بیتا فرهی) در تنهایی بانو در اتاقش، در گوش زمزمه می کند که “آفتاب آمد دلیل آفتاب”.
• سارا(۱۳۷۱) اگر عروس افخمی نیکی کریمی را به عنوان یک خوش چهره مستعد بازیگری به سینمای ایران آورد، مهرجویی توانست نیکی کریمی را از مسیر فیلمهای سطحی سینمای دهه هفتاد نجات دهد و او را در مسیری قرار دهد که از او زنی مترجم و کارگردان بسازد. سارا به خوبی نشان داد که مهرجویی مرد اقتباس است. نمایشنامه هنریک ایبسن دستمایه سارا شد و حاصل آن فیلمی در ستایش زن فداکار ایرانی که پای خانواده اش می ایستد.
• پری(۱۳۷۳) مهرجویی پس از سارا ترکیبی از ستاره های سینمای ایران یعنی خسرو شکیبایی و نیکی کریمی را با فیلمبرداری علیرضا زرین دست دستمایه اقتباسی از سالینجر کرد و بهترین فیلم پیرامون عرفان شرقی و اسلامی را به سینمای ایران تقدیم کرد. زن جستجوگر و در جستجوی رحمانیت خدا سوژه پری شد و نیکی کریمی باز هم از گرفتن سیمرغ محروم ماند که این بار دیگر حق او بود. مهرجویی آنچه از فلسفه خوانی می دانست دستمایه ساخت پری کرد و ماهی های عشق نور برای همیشه در سینمای ایران درخشیدند.
• لیلا(۱۳۷۵) این اثر اقتباسی مهرجویی باز هم به زن می پرداخت. لیلا حاتمی را به سینمای ایران آورد و زوج جذاب حاتمی و مصفا و عاشقانه های آنها برای ابد در سینمای ایران ماندگار شد. یک سال پیش از گشایش های سیاسی پس از دوم خرداد، همچنان آواز علیرضا افتخاری روی کباب و جوجه خوردن های زوج عاشق سینمای ایران می نشست. نقد جهانبخش نورایی منتقد ماهنامه فیلم (سابق) برای فیلم لیلا جزئیات شگفت انگیزی از غریزه سینمایی مهرجویی را پیش روی مخاطبان جدی سینما گذاشت.

• درخت گلابی(۱۳۷۶) کمال گرایی مهرجویی در اقتباسی دیگر، این بار از داستان گلی ترقی باعث شکل گیری اثر نفیسی شد که گلشیفته فراهانی، جواهری در بازیگری پس از انقلاب ایران را که در آن زمان نوجوانی بود و راز «میم» را در قلب جوانک عاشق پیشه فیلم انداخته بود، با فیلمبرداری درخشان محمود کلاری نفسی تازه در عصری تازه از جامعه جوان ایران بود. درخت گلابی را هنوز هم می شود بارها دید و از ظرافت نگاه مهرجویی در باغ دماوند آموخت.
• مهمان مامان(۱۳۸۲) میکس و بمانی فیلمهای خوبی از مهرجویی بودند که بین درخت گلابی و مهمان مامان ساخته شد. مهرجویی حالا دیگر کمی پا به سن گذاشته بود اما همچنان پر انرژی بود. او با این انرژی مهمان مامان را بر اساس کتاب مهمان مامان نوشتهٔ هوشنگ مرادی کرمانی و تهیه کنندگی سیمافیلم ساخت. از فیلم استقبال خوبی شد و در بیست و دومین دوره جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین فیلم را دریافت کرد. مهمان مامان با درخشش گلاب آدینه ستایش نامه ای در فرهنگ اصیل ایرانی و مقام مادر بود. فضای شاد و سر حال فیلم بیش از فیلمنامه و بازیهای خوب، مدیون سرخوشی ناب مهرجویی بود.

• سنتوری(۱۳۸۶) طعم تلخ توقیف از وزارت ارشاد دوره اول احمدی نژاد را چشید و باعث شد تا تهیه کننده اش از غم توقیف فیلم دار فانی را وداع گوید. فیلم برداشتی آزاد از عقاید یک دلقک نوشته هاینریش بل بود و صدای محسن چاوشی و بازی زوج خوب رادان و فراهانی فیلم را جذاب کرد هرچند به درستی رنگ پرده ندید و قدر نیافت اما مهرجویی شصت و پنج ساله را گله مند از سیستم تنگ نظر آن دوران کرد.

• طهران تهران (اپیزود روزهای آشنایی) (۱۳۸۷) در کنار مهمان مامان و اجاره نشین ها فیلم های سرخوشانه و جذابی از مهرجویی هستند که فرهنگ و خانواده ایرانی را و ارزشهای منبعث از آن را برای همیشه در تاریخ ثبت می کنند. اپیزود روزهای آشنایی را بی دغدغه می شود بارها دید. ارزشهای سینمایی فیلم چندان قابل توجه نیست اما همه چیز که سینما نیست. برای جامعه امروز دیدن این فیلم می تواند غم دل را برای یک ساعت هم که شده بشورد و ببرد. چرا که اخلاق و انسانیت و مهربانی برای هم نوع ارج می نهد و بی آنکه نصیحت کند نشان می دهد که می شود بهتر زندگی کرد.
امید است مخاطبان جوانتر سینما، علاوه بر پیگیری فیلمهای روز سینمای جهان، به سراغ گنجینه گهربار سینمای ایران نیز بروند. راه موفقیت در سینما برای هنرمندان در تسلط به ادبیات و فرهنگ کشور خودشان است. اموری که مرحوم داریوش مهرجویی استاد بزرگ آن بود. همانقدر که فلسفه می دانست از ارزشمندی غذا خوردن دور سفره هم می توانست حرف بزند و آن را با سینما ماندگار کند. توجه به نحوه ساخت فیلمها در دورانی که مهرجویی و مهرجویی ها فیلم می ساختند نیز سند دیگری بر این است که در عصر و زمانه دیجیتال، سخن گفتن از نبود و کمبود امکانات یعنی نشناختن موقعیت و فضا. نگاهی به مصاحبه های مهرجویی درباب ساخت فیلمهایش به خوبی ثابت می کند که هیچ چیز جای قریحه و عشق به فیلمسازی را نمی گیرد. روحش شاد.

 مطلب اختصاصی برای مجله اینترنتی ماجرا

Email
WhatsApp
WhatsApp
Email