یاد چه جنوبی؟

آبان 23, 1403 جواد صفوی Comments Off

به این فکر می کردم که چرا «یادگار جنوب» را دوست ندارم. فیلمی که سال خاص ۱۴۰۱ ساخته شد و در جشنواره فجر همان سال در ده رشته نامزد و برای صدا و لباس سیمرغ گرفت. دو فیلمنامه نویس/کارگردان جوانش با کارگردانی «جاندار» ورود خوبی به سینمای ایران داشتند و با نوشتن فیلمنامه «شنای پروانه» همراه با محمد کارت بیشتر مطرح شدند. با این کارنامه، حسین دوماری و پدرام پورامیری «یادگار جنوب» را با حضور الناز شاکردوست، سحر دولتشاهی، پژمان جمشیدی و صابر ابر به عنوان فیلم دوم خود ساختند که در حد و اندازه «جاندار» و «شنای پروانه» نیست.

مشکل اصلی در «یادگار جنوب» این است که میان ایده مرکزی طرح توطئه ای که از دل یک انتقام بیرون می آید و یک عاشقانه گیر کرده و مخاطب را با احساس های متفاوت اما غیر پیش برنده ای مشغول می کند که هیچ کدام به سرانجام نمی رسد. ورود به ماجرای انتقام گیری و طرح توطئه ای که کارگردان های فیلم به عنوان کارت برنده در ذهن خود روی آن حساب می کرده اند، نیاز به پرداخت واضح تر از شخصیت ها و نزدیک تر شدن به آنها داشت، این در حالی است که عمده زمان فیلم صرف فردی می شود که مورد توطئه قرار گرفته تا فیلمسازان روی برون ریزی های اغراق شده او بخش عاشقانه و البته تلخ داستان تمرکز کنند. عدم تعادل میان این دو بخش بین فیلم و مخاطب فاصله انداخته است. این مساله که از فیلمنامه و طرح اصلی اثر منبعث است، در ادامه و با نحوه کارگردانی و به ویژه تدوین تشدید شده و نتیجه آن فیلمی است که جز بازی خاص و غیر تکراری از صابر ابر چیزی برای به یاد ماندن در ذهن مخاطب ندارد.

Email
WhatsApp
WhatsApp
Email