سیب سرخ سیاست
ایهاب تَرابیه کارگردان سوری در «طعم سیب سرخ است» داستانی مسحورکننده از دین، جنگ، خانواده و گناهان فراموش نشده گذشته های دور روایت می کند. ترابیه به عنوان یک سوریه ای اهل بلندیهای جولان و مخالف حکومت بشار اسد، به دنبال ساخت فیلمی درباره اتفاقات سوریه بود. ترابیه عضوی از جامعه اقلیت دینی دروزی است. یک گروه قومی-مذهبی عرب بر پایه علوم خفیه و یکتاپرستی و تأثیر پذیرفته از اندیشههای فیلسوفان یونانی به ویژه افلاطون و ارسطو. آنها از دید دینی از مسلمانان اسماعیلی منشعب شدهاند اما خود را مسلمان نمیدانند. ستون مرکزی دروزی ها اعتقاد به تناسخ است. دروزی ها معتقدند این عدد همیشه یکسان است و بنابراین وقتی می میرید، شخص دیگری متولد می شود و روح شما به بدن دیگری می رود. ترابیه به عنوان عضوی غیرمذهبی از جامعه دروزی، همیشه به این جنبه از اعتقاد قوم خود می اندیشید. ترابیه که پدر و پدربزرگش را مردان خوبی می دانست که تمام عمرشان مذهبی بودند، ترجیح داد قهرمان داستانش هم مردی با ایمان باشد. در فیلم شیخ کامل، پیرمرد است که در سن پیری و فرزانگی دچار شک و آزمونی می شود که تا به آخر او را رها نمی کند.

تَرابیه تناسخ را با جغرافیای بسیار پیچیده منطقه زندگی خود به شکلی جذاب آمیخت و با گرد هم آوردن این عناصر، آمیخته با رئالیسم جادویی، داستانی در مورد خانواده، ایمان و پوچ بودن زندگی تحت اشغال اسرائیل در کنار یک جنگ شدید درست در آن سوی مرز خلق کرد. تَرابیه حتی در مورد سوری هایی که در کشور خود پناهنده هستند، اما نمی توانند به بلندی های جولان اشغالی بازگردند، فکر کرد. نکته جالب این است که اسرائیلی ها در سال ۱۹۶۷ حدود ۱۳۵ روستا را در بلندی های جولان ویران کردند و آنچه باقی ماند چهار روستای دروزی بود و داستان فیلم هم در یکی از همان روستاها می گذرد. ساخت فیلم به خاطر مسائل مالی سالها طول کشید چرا که او به عنوان شهروند بلندی های جولان اشغالی نمی توانست به کمک های مالی کشورهای عربی دسترسی داشته باشد. چرا که آنها او را به عنوان یک عرب نمی پذیرفتند. کشورهای خلیجفارس که معمولا بودجه فیلم تأمین میکنند، از حکومت سوریه فاصله دارند و از طرفی بلندیهای جولان را بخشی از اسرائیل میدانند و همین جبر جغرافیایی موجب شد تا ساخت فیلم ده سال طول بکشد و سر آخر با کمک آلمان و یک کشور دیگر ساخته شود. فیلم به خوبی گویای این مساله است که هر مرزی که دین و سیاست بر زندگی مردم بکشد، باز هم نمی تواند بر آنچه در نهاد و فطرت بشر است غلبه کند.
