بدون تاریخ مصرف

آبان 14, 1387 جواد صفوی Comments Off

 نقدی که برای فیلم “هیچ” نوشته بودم و نسخه ای از آن را در سایت منتقد هم گذاشتم، یکی از ۱۲ کاندید نقد و یادداشت سینمایی سال در اولین دوره جشن رسانه های سینمایی (۱۳۸۹) شد. البته سه یادداشت دیگر از بین کاندیدها بعنوان یادداشت برتر انتخاب شدند اما همین برنامه و انتخاب مطلب از میان کسانی که منتقد حرفه ای سینما نیستند و تازه کارند، بعنوان یک تشویق و دلگرمی فوق العاده است.

عبدالرضا کاهانی متولد ۱۳۵۲ نیشابور، فارغ التحصیل تئاتر است. وی فعالیت هنری را با ساخت فیلم های کوتاه آغاز کرد. نخستین تجربه سینمایی وی فیلم «سفر به شرق» به کارگردانی سیدمهدی برقعی است که به عنوان فیلمنامه نویس فعالیت داشته است و در کارنامه وی کارگردانی فیلمهای “باد به دستان” (۱۳۸۲) ،”رقص با ماه” (۱۳۸۴) ، “آدم” (۱۳۸۵)،”بیست” (۱۳۸۷)،” آن جا” (۱۳۸۷) و “هیچ” (۱۳۸۸) دیده می شوند ولی با اینحال بیشتر سینمارو ها او را با “بیست” و “هیچ” به یاد می آورند که آن هم به چهره های شناخته شده این دو فیلم باز می گردد و هرچند “بیست” دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را در جشنواره بیست و هفتم فجر برای وی به ارمغان آورد، اما”هیچ” به لحاظ کارگردانی یک سر و گردن بالاتر از کارهای قبلی این فیلمساز قرار می گیرد و نشان می دهد که او راه خود را در سینما پیدا کرده است.

  • داستان “هیچ” دو پاره است و دو نگاه را درباره یک آدم/معضل خاص به تصویر می کشد.در پاره نخست، آدمهایی از جنس شناخته شده تیپ فقیر در سینمای ایران که به دلاکی و ساندویچ فروشی جلوی استادیوم و کار روی وانت بار مشغولند، ظاهرا برای کاسته شدن از مشکلاتشان راضی به ازدواج مادر میانسال و بیوه خانواده با مردی می دهند که معلوم نیست کیست و چه کاره است.فقط همین را از او می دانیم که غده هیپوفیزش مشکلی برای او ساخته و برای همیشه او را گرسنه نگه داشته و وی نمی تواند از خوردن دست بکشد. مرد گرسنه داستان که مهدی هاشمی همه تلاشش را برای واقعی کردن نقش به خرج داده ، با ورود به آن خانواده نه تنها باری از دوش آنها کم نمی کند بلکه مشکلش را هم به همه سختی های خانواده جدید اضافه می کند.کار به جایی می رسد که عاقبت وی جان خود را برداشته و از آن خانه فرار می کند هرچند هم مشکل خودش باقی است و هم آن خانواده بیشتر در هم فرو رفته و درگیر تر شده اند.
  • در پاره دوم فیلمساز مخاطب را با بخش دوم صورت مساله خود درگیر می کند. پزشکان معالج مرد همیشه گرسنه دریافته اند که بدن وی کلیه ساز است و او ناگاه خود را مردی میلیونر می بیند که بی آنکه زحمتی کشیده باشد و یا در پی تلاشی هم باشد مشکلات مالی اش حل شده اند و او به واسطه همان پزشکش به دامان خانواده فقیر باز میگردد. در حالی که خانواده انتظار دارند پول کلیه اضافی را خرج آنها کند و وی فقط بی دغدغه از خرج شکم بی سیر خود ، تنها می خواهد خانواده ای داشته باشد و کنار آنها شاد باشد و فقط بخورد! داستان فیلم با فاجعه تراژیک و حذف تقریبا همه اعضا خانواده جدید مرد به پایان می رسد.
  • شاید نام “هیچ” برازنده ترین نامها بر این فیلم باشد. تماشاگر با دیدن فیلم از فقر که البته افتخار هم به شمار نمی رود،فرار می کند اما این فرار ذهنی قرار است تماشاگر را به آغوش کدام آرام و پناهی بیندازد؟ این سوال در فیلم پاسخ داده نمی شود.”هیچ” به یاد می آورد ضرب المثلی را که می گفت، پول، پول می آورد و بدبختی ، بدبختی.وقتی هیچ تفکری در کاراکترها و تیپهای فیلم دیده نشود، نتیجه ای جز هلاکت و فرو رفتن دائمی در ننگ و پشیمانی به بار نخواهد آمد. یکی از دو کودک فیلم به جای مدرسه رفتن کنار خیابان فیلم می فروشد. زن یکی از پسرهای مادر میانسال فیلم با بازی باران کوثری در رویای رفتن به تیم ملی فوتبال بانوان است و شوهرش می خواهد او را با بچه دار شدن زودتر پابند خانه کند، عاقبت کارش به خود کشی می کشد.دختر خانه با هنرنمایی نگار جواهریان هم که معلوم نیست چطور تن به نامزدی پسری ملنگ و بدقیافه ، با بازی صابر ابر داده، با دیدن وضع خوب ناپدری اش در بخش دوم فیلم، به یکباره زیر قول و قرار می زند و دنبال مردی مناسبتر برای خود می گردد.ماجرای عروس بزرگ خانواده با بازی میخکوب کننده پانته آ بهرام در نقش زنی درمانده، الکن و کارگر که لکنت خود را هم مدیون شوهر خویش است، متاثرکننده تر از بقیه است.وی با شنیده شدن بوی پول به مشام شوهرش، خود را در جایگاه زنی که زیر سر شوهرش بلند شده می بیند. وی هم عاقبت از خانه فرار می کند.شخصیتها آنقدر خوب در نقش خود فرو رفته اند و کارگردانی ماهرانه فیلم هم به کمک آنها آمده که فضای سیاه و البته مزه پران فیلم، تا حد زیادی همدلانه از آب در آمده و تماشاگر با دیدن فیلم، هرچند با سوالاتی بی جواب روبرو است اما، به هر حال خود را درگیر با فضای فیلم می بیند و به تراژدی نهایی فیلم لبخند نمی زند.
  • در زمان جشنواره حرف و حدیث درباره پوچ گرایانه بودن دیدگاه فیلمساز مطرح شده بود که به طور قطع به فضا و نحوه داستان گویی وی باز می گردد. هرچند وی همه این مطالب را رد کرده بود، اما به هر حال پاسخ قانع کننده ای هم درباره این انتقادها نداشت یا نداد.به هرحال وقتی دوپاره فیلم را با هم نگاه کنیم، به طور قطع بی حاصلی و به هیچ رسیدن همه شخصیتهای فیلم ، تنها چیزی است که در ذهن تماشاگر پدیدار می شود. لا اقل در فضای فیلم هیچ خبری از بهبود اوضاع جهان شنیده نمی شود. همین لبه تیغ را حمید نعمت الله در بی پولی به سلامت عبور کرد و در آخر تماشاگر با به ثمر رسیدن تلاشهای شخصیت اصلی فیلم از سالن بیرو نرفت اما اینجا و در “هیچ” اصلا شخصیتهای داستان “هیچ” کاری نمی کنند که بخواهند نتیجه اش را ببینند.”هیچ” فکری برای وضع خود ندارند و پر واضح است که به “هیچ” جا هم نخواهند رسید جز به “هیچ”. البته به این تعبیر از “هیچ” رسیدن کار راحتی نیست اما خب بهتر از این است که به فیلم انگ نهیلیسم بزنیم. کیارستمی هم تا سالها با فقدان کاراکتر زن در فیلمهایش، به گفته خود، به حضور زن در جامعه اشاره کرده بود. به هر حال، تماشاگر در همه جای دنیا،سینمای داستان گوی امیدبخش را لقمه راحت تری برای هضم ذهن خود می داند و غذای نیم پز مشتری کمتری دارد.شاید جای یک چیز در روایت فیلم کم بود و در صورت وجود آن، فیلم مورد اتهام هم قرار نمی گرفت. آن چیز هم عدم شخصیت بودن نقش اصلی فیلم، با بازی مهدی هاشمی، است که اصلا معلوم نیست که کیست و چه کاره است و چه اعتقادی دارد و چه در سر دارد. مخالف هیچ چیز نیست و حتی در جاهایی رفتارش به کودکانی خام و بی تجربه می ماند.کاش فیلم در کنار اینهمه پرداختن به شخصیتهای ریز و درشت فرعی، وقتی برای باز کردن گره این معضل صرف می کرد و این پدیده که نمی توان کاراکتر یا تیپ نامیدش، برای تماشاگر قابل باور تر بود. در “بی پولی” هم شخصیت اصلی فیلم کمتر شناخته شده است اما به هر حال و به قول سینمایی ها، درآمده است اما اینجا قرار نیست تماشاگر با ابهام در شناخت فردیت نقش ، مثل “درباره الی” اصغر فرهادی، درگیر باشد.بلکه اتفاقا ضروری بود که گره از این شخصیت فیلم و فلسفه فیلم باز می شد.
  • نسخه DVD فیلم هم کیفیت خوبی دارد و هم فیملی نسبتا مفصل از فضای پشت صحنه و نشان می دهد که برای ساخت “هیچ” و درآمدن فضای دلخواه فیملساز، زحمت زیادی کشیده شده است.

Email
WhatsApp
WhatsApp
Email