فیلمسازی باید از نو شناخت

مهر 10, 1399 جواد صفوی Comments Off

 زندگی و آثار عباس کیارستمی در دوره های مختلف زمانی، چه در زمان حیات و اغلب پس از فقدان او مورد بررسی و نقد قرار گرفته و با توجه به وجود طرفداران دو آتشه و ستایشگران نام او که اغلب پس از دوران اوج فعالیت های هنری او نام او را شنیده اند، به نظر می رسد راه بر خوانش های جدید بر نگاه و اندیشه عباس کیارستمی بسته باشد؛ چنانچه لمس نگاه و زاویه دید این هنرمند زیر سایه ستایش نامه ها و مرور افتخارات وی میسر نباشد و پیروی از مولفه های سینمای او محدود به گرته برداری ظاهری از قاب بندی و ظاهر سینمای او شود، همانطور که امروز به همین گونه است، با افول هرچه بیشتر چراغ سینمای هنری ایران در آسمان سینمای جهان مواجه خواهیم بود؛ در حالیکه نگریستن از زاویه دید این هنرمند می تواند راه را نگرش هوشمندانه تر به سینما در بین فیلمسازان با دغدغه های هنری هموار کند. ریشه یابی جنس تفکر و نوع نگاه هر هنرمند بایستی فارغ از حواشی و زندگی شخصی و اشتهار وی و صرفا بر اساس توجه به آثار به جا مانده از وی باشد تا اثر مثبت و رو به جلویی در مخاطبانی که سالها پس از او به سراغ فیلم های وی می روند داشته باشد و سایه هنرمند از روی آثارش کنار برود تا همه ظرافت ها و ظرفیتهای مورد استفاده هنرمند در خلق اثر برای مخاطب آشکار شود.

در مورد آثار سینمایی و خالقان آن، به دلیل گستره مخاطبان و حواشی جذاب پیرامون این هنر صنعت، نگاه خالص و بی حاشیه به فیلم های یک فیلمساز برجسته، کاری سخت و دشوار است. به این دلیل که پیش از آنکه یک مخاطب عادی بتواند فیلم را ببینید و درباره اش فکر کند، فیلم در جشنواره ها و در میان گعده ها و نوشته های منتقدان و دست به قلم های سینمایی و سینما دوستان به نمایش درآمده و تاثیرات ناشی از این عریانی که اغلب چه مثبت و چه منفی اغراق شده است، راه را بر تماشای بدون پیش زمینه ذهنی ناهموار می کند. در خصوص عباس کیارستمی، به عنوان پر افتخار ترین فیلمساز ایرانی کار مخاطب بسیار سخت و دشوار است و حال که این فیلمساز بزرگ در قید حیات نیست، راه بر انواع نوشتار و تولید محتوا پیرامون وی و آثار و جهان بینی اش هموار است و روند تاثیرگذاری ناصواب بر مخاطب و فاصله گذاری بین تماشاگران فیلمها و خود فیلمساز سیر صعودی به خود گرفته است.

امروز، عباس کیارستمی نام مقدس اغلب فیلمسازان مطرح فیلم کوتاه ایرانی است؛ چنانچه برخی فیلمسازان امروز شناخته شده سینمای موسوم به جشنواره ای ایران، از جمله جعفر پناهی، علیرضا رئیسیان و حسن یکتاپناه وام دار بودن خود از نگاه کیارستمی را همچون تابلویی تزئینی در کنار قاب فیلم خود قرار داده و به واسطه آن راه مشهور شدن خود را کوتاه کردند. اگر قرار باشد هنرمندی از هنرمندی دیگر مشق نگاه و تفکر بگیرد، باید این تاثیرپذیری را در همه آثار او دید حال آنکه در آثار اغلب مدعیان تاثیرپذیری و ستایش گران فیلم های کیارستمی، تنها لانگ شات ها و بازی های نابازیگران را می توان مصداق آورد و عناصر اصلی فیلم های کیارستمی، تقریبا در هیچ کدام از آثار سینماگران پیرو سبک و سیاق او قابل بازشناسی نیست. حتی برخی از فیلمسازان موفق فیلم کوتاه در چند سال اخیر، که اغلب در دهه بیست و سی زندگی خود به سر می برند، با افتخار از شاگردی و یا تاثیرپذیری مستقیم از سینمای کیارستمی نام می برند اما دنبال استفاده از بهترین و بیشترین امکانات برای ساخت یک فیلم کوتاه هستند، حال آنکه روش کار استاد جوری دیگر بوده است.

برای رسیدن به روش و منش این هنرمند بزرگ، می شود نگاهی به مسیر فیلمسازی وی در طول همه سالهای فعالیت هنری او انداخت و فرازهای مهم کارنامه سینمایی او را جستجو و مورد تدقیق قرار داد. دو برهه تاریخی مهم در مسیر فیلمسازی عباس کیارستمی، یعنی وقوع انقلاب اسلامی در ایران و انقلاب دیجیتال، نقاط عطفی هستند که آثار او در پیش و پس این مقاطع تاریخی قابل تفکیک هستند. این دسته بندی می تواند دلیل خوبی باشد بر این مدعا که هنوز عباس کیارستمی در کشور زادگاهش آن گونه که باید، بر اساس آثار و زندگی هنری اش شناخته نشده است.

فیلم های کیارستمی از نان و کوچه تا گزارش، اغلب در ارتباط با کودکان و نوجوانان و در زمره فیلم های کانونی تا پیش از انقلاب اسلامی ساخته می شوند و از میان آنها، نان و کوچه، مسافر، لباسی برای عروسی و راه حل، درخشش های محدودی در سطح جشنواره های مربوط به فیلم های کودکان و فیلم های آموزشی دارند و فیلم مهمی مانند گزارش که متفاوت از حال و هوای فیلم های کانونی است و در بحبوحه انقلاب اسلامی ساخته شده، موفق به درخشش در فضای جشنواره ای و اکران عمومی نمی شود. حال آنکه این فیلم “تصویری منفی از زندگی طبقه متوسط و مدرن جامعه ارائه می‌کند، کسانی که باید موتور محرکه تغییر در اجتماع باشند از حل کوچکترین مسائل زندگی خود ناتوانند. این فیلم با دیگر فیلمهای روشنفکری سینمای ایران در دهه چهل و پنجاه شمسی در گرفتن موضعی انتقادی نسبت به مدرنیزاسیون همراه و هم صداست۱.”

کیارستمی پس از وقوع انقلاب اسلامی به فیلم سازی کانونی خود ادامه می دهد و هفت فیلم کوتاه و نیمه بلند دیگر را تا سال ۱۳۶۵ می سازد که جز قضیه شکل اول…شکل دوم و اولی ها، بقیه آثارش موفق به دریافت جوایز و درخشش در جشنواره نمی شوند و مخاطبی جز مخاطبان کانون پرورش کودکان و نوجوانان ندارند. اما کیارستمی در مسیر جدیدی که پس از وقوع انقلاب اسلامی با فیلم دونده امیر نادری در فضای جشنواره های جهانی برای سینمای نوین ایران باز شده، با فیلم بسیار مهم خانه دوست کجاست؟ گام بسیار بلندی بر می دارد که بیشتر به یک جهش می ماند و آغازی بر موفقیت های جهانی فیلمسازی می شود که نگاه و مولفه های فکری وی از ۱۳۴۹ شمسی در تمام فیلمهایش قابل بررسی بوده است.

کیارستمی در مسیر فیلمسازی حرفه ای خود از خانه دوست… تا طعم گیلاس که مهمترین جایزه سینمایی جهان یعنی نخل طلای کن را با حواشی بسیار نصیب خود کرد، فیلمسازی به شدت محبوب در جوامع سینمایی جهان به ویژه در فرانسه و ژاپن بود؛ حال آنکه در کشور زادگاه خود اگرچه در میان علاقه مندان جدی سینما مشهور و اغلب محبوب بود، اما مهمترین سینماگر ایرانی به شمار نمی رفت. چرا که سینمای ایران در گذار از دهه شصت به هفتاد شمسی در تصرف فیلمهای دفاع مقدس و منطبق با ارزشهای رسمی از یک سو و سینمای تجاری از سوی دیگر بود و هنوز خاطره رده بندی الف و ب و ج برای فیلم ها در خاطر سینما دوستان قدیمی تر هست. در چنین فضایی منتقدانی مانند خسرو دهقان کیارستمی را فردی می دانند که “ادا در می آورد!”

کیارستمی در شرایطی جایزه نخل طلا را می گیرد که فیلم با حمایت رئیس جشنواره کن و رایزنی های وزارت امور خارجه و در آخرین روزهای جشنواره به کن می رسد و رسانه ای مانند رادیو صدای آمریکا است که اخبار ورود کیارستمی به کن و برنده شدن جایزه را در نبود اینترنت و پوشش رسانه های داخلی پیش از همه به گوش علاقه مندان می رساند. کیارستمی پس از طعم گیلاس، با باد ما را خواهد برد که شیر نقره ای جشنواره ونیز را می گیرد، به اوج قله های افتخار فیلمسازی می رسد. او در کنار کوروساوا، اسکورسیزی و گدار جزو مهمترین فیلمسازان مولف تاریخ سینما شناخته می شود و در حالیکه انتظار جهانی، ساخته شدن آثاری بلندپروازانه تر با تهیه کنندگان بین المللی است، کیارستمی کاری می کند که مشخص می شود هنوز کسی او را و نگاه و تفکرش را به خوبی نشناخته است. او به دنبال بیان هرچه ساده تر و حذف هرگونه مانع از نزدیک شدن فضای آثارش به واقعیت است. او به دنبال نزدیک کردن حقیقت به واقعیت است و انقلاب دیجیتال، نقطه عطف مهمی در زندگی هنری او در این خصوص است.

او در مواجهه با دوربین های جدید دیجیتال، قید نگاتیو را می زند و با حداقلی از عوامل فنی در جستجوی نگاه ناب تر در سینما است. ای بی سی آفریقا محصول این تحول در کارنامه اوست و پس از آن نیز با ده، پنج، ۱۰ روی ده و جاده ها ادامه پیدا می کند. این فیلم ها در زمانه ای ساخته می شود که وی با ظهور اینترنت و گسترش شبکه های ماهواره ای و فضای پس از دوم خرداد، به عنوان اَبَر سینماگر ایرانی برای نسل جوان معرفی می شود. نسلی که شاید هنوز نتوانسته فیلم های موفق او را بر پرده ببیند و با فیلم های ساده و دیجیتال او نیز ارتباط درستی برقرار نمی کند. کیارستمی در این شرایط و با آن عینک معروف و همکاری و دوستی با هنرپیشه ای مانند ژولیت بینوش، بیش از پیش جلوه ناخواسته سلبریتی سینمایی پیدا می کند و ساختن فیلم های آخرش یعنی کپی برابر اصل و مثل یک عاشق توسط مهمترین علاقه مندانش یعنی فرانسوی ها و ژاپنی ها، اگرچه نمی تواند بر قله های پیش تر فتح شده ای مانند نخل طلای کن دست پیدا کنند اما او را در زمره مهمترین فیلم سازان زنده دنیا در می آورد که راه را بر هرگونه نقد و نظر بر فیلمهای متاخر او نیز می بندد. شاهدی بر این مدعا وجود کمترین پرونده های سینمایی و مصاحبه های اختصاصی با وی در خصوص فیلم های اخیرش است در حالیکه تا فیلم زیر درختان زیتون، ماهنامه فیلم به عنوان مهمترین مرجع مکتوب سینمای ایران، پرونده های جامعی در نقد و بررسی فیلم های وی داشت اما این مساله در فیلم های اخیر او چندان جلوه گر نشد.

در واقع روند درست ارتباط بین فیلم و مخاطب هم زبان فیلم، بی دخالت و تاثیرپذیری از حضور فیلمساز، در خصوص عباس کیارستمی تقریبا اتفاق نیفتاد مگر در خصوص فیلم های کانونی وی که به طور مستقیم برای مخاطبان اصلی یعنی کودکان و نوجوانان به نمایش گذاشته می شد.

فیلم های وی در دوران پس وقوع انقلاب اسلامی تا رسیدن به دوران دیجیتال با کمترین حجم اکران عمومی و بیشتر در فضای جشنواره ای دیده شده و از تاثیر نقدهای گاه ناسالم و سلیقه ای در امان نبوده اند. برای مخاطبان خارجی، کیارستمی در دهه نود به عنوان یک کشف سینمایی جلوه گر شد و تاثیر جوایز جهانی بر روی آثار درخشان و ماندگار این دوران فیلمسازی او، از تریبون رسمی کشور با نقدهای منفی در خصوص سیاه نمایی و عدم پرداختن به مشکلات واقعی مردم کشورش مواجه شد و همین نگاه منفی در مقابل نگاه مثبت خارجی ها، مخاطبان سینما را در یک دوگانگی قرار داد تا نتوانند به راحتی با تعاریف کیارستمی از ارزشهای زندگی، سادگی و دوستی آشنا شوند و همیشه تاثیر نگاههای یک سویه، خواه مثبت و منفی، در خصوص آثار میانی وی وجود داشته است.

انقلاب دیجیتال و توان مالی تهیه کنندگان بین المللی نیز در دوران آخر حرفه ای کیارستمی از او فیلمسازی ساخت با فیلم هایی برای مخاطبان خاص؛ در این شرایط هم تماشای بدون تفسیر فیلم های وی کاری سخت می نمود به ویژه آنکه فیلم های دوران آخر کاری او در زمانه ای به دست مخاطبان عام در داخل کشورش می رسید که هجوم بی امان فیلم های جذاب و قصه گوی هالیوودی از اینترنت و ماهواره، فرصت تماشای با حوصله و از روی پرده این آثار و بنابراین، ارتباط گرفتن با نگاه و تفکر پخته و با تجربه عباس کیارستمی را می بست.

برخلاف آنچه تاکنون در رثای این فیلمساز فقید گفته شده و در قالب کتابهایی برای درصد اندک مخاطبان کتاب نوشته شده و تقریبا همه به عکسی از چهره عینک به چشم او مزین هستند، ضروری است تا فیلم های بسیار مهم او مانند گزارش، خانه دوست کجاست؟، باد ما را خواهد برد و طعم گیلاس، فارغ از زمان ساخت و میزان افتخارآفرینی های جشنواره ای با توجه به پارامترهای تاثیرگذاری بر مخاطب جامعه تب دار امروز به نمایش عموم گذاشته شوند. همچنین لازم است تا فیلم های کانونی کیارستمی به ویژه مشق شب و همسرایان، به طور مداوم برای مخاطبان کودک امروز جامعه ما نمایش داده شوند. بی آنکه تفسیری بر فیلم ها ارائه شود و نگاه فرد دیگری بر فیلم ها سایه بیافکند.

آنچه می تواند خوراک فرهنگی برای نسل های آینده کشور ما باشد، گرفتن گوشی و تبلت از دست بچه ها و نشاندن آنها پای فیلم هایی است که روزگاری برای کمک به فکر کردن و شکل دهی به تفکر و آموزش دوستی و صداقت ساخته شده اند و به دلیل توانمندی فیلمساز، تاریخ مصرف ندارند و برای همیشه قابل نمایش هستند. آنچه در طعم گیلاس در خصوص ارزش نفس کشیدن و زندگی گفته می شود، آنچه کودک را به دنبال خانه دوستش می کشاند تا دفترچه مشق او را پس بدهد، آنچه عشق را در ورق زدن یک کتاب می بیند و آنچه زن و شوهر را بی هیچ ادا و اصولی پای هم می نشاند، ناشی از نگاه و تفکر عباس کیارستمی، بدون هیچ واسطه گری و جلب توجه برای دیده شدن است. کیارستمیِ فیلمساز آنچه خواسته را در فیلم های خود بدون لکنت گفته و به عقیده نگارنده، نسل جدید بدون دیدن آثار اولیه او، نباید به سراغ فیلم های سالهای آخر او برود. کیارستمی فیلمسازی است که با فیلمهایش برای ابد زنده است. او سینماگری است که باید از نو شناخت.

۱- به نقل از ویکی پدیای عباس کیارستمی

چاپ شده در نخستین شماره ماهنامه سینمایی فیلمکاو، مهر ۱۳۹۹

Prev Post
Next Post
Email
WhatsApp
WhatsApp
Email